الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

154

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

للشيخ ( ره ) ] وقت در واجبات موقته شرط اصل وجوب ذى المقدمه است يعنى مادامىكه وقت نيامده وجوبى در كار نيست روى اين حساب بايد وجوب مقدمه هم مشروط باشد به آمدن وقت به مقتضاى قانون تبعيت پس شما چگونه مىگوئيد قبل الوقت وجوب مقدمه فعلى شده و لو ذى المقدمه وجوب فعلى ندارد . قلت : به اعتقاد ما قضيهء وقت در موقتات با ساير شرائط و قيود مثل استطاعت تمكن از نصاب و . . . فرق دارد و آن اينكه ساير قيدها قيد اصل وجوب هستند يعنى در اصل مصلحت امر دخالت دارند و مادامىكه حاصل نشده‌اند امر مولى مصلحتى ندارد ولى خصوص وقت شرط وجوب ذى المقدمه نيست ، يعنى در مصلحت امر دخالت ندارند آرى وقت در مصلحت مأمور به دخالت دارد و قيد الواجب است اما در عين حال ما مثل شيخ انصارى و صاحب الفصول قائل نيستيم كه قبل الوقت هم وجوب نسبت به موقتات فعلى باشد و واجب استقبالى بلكه معتقديم كه قبل الوقت بعثى و امرى به جانب موقت نيست بلكه بايد اين وقت مفروض الوجود اخذ شود كه اگر آمد عمل بر شما واجب مىگردد ولى تحصيل آن لازم نيست به جهت اينكه وقت و لو اينكه شرط واجب است اما مثل وضوء و قطع مسافت نيست كه در اختيار مكلف باشد و بتواند تحصيل كند خير قدرت بر تحصيل او نيست لذا مفروض الوجود و الحصول است و سر اينكه قبل الوقت بعثى و امرى در كار نيست آنست كه بعث و انبعاث يا تحريك و تحرك چه تكوينى و خارجى و چه جعلى و اعتبارى متضايفان هستند ، نظير فعل و انفعال تأثير و تأثر و قانون در باب متضايفان آنست كه المتضايفان متكافئان قوة و فعلية امكانا و وجودا . اگر ابوت زيد نسبت به عمرو بالقوه باشد بنوت عمرو هم نسبت به زيد بالقوه است و اگر بالفعل بود ، بالفعل است . هركجا كه انبعاث تكوينى ممكن باشد بعث تكوينى هم ممكن است و الا فلا و هركجا كه انبعاث جعلى و اعتبارى ممكن باشد بعث جعلى هم ممكن است و الا فلا هكذا در جانب زجر و انزجار - نهى و انتها منع و امتناع - ردع و ارتداع و تفصيل مطلب در مقدمهء پانزدهم مباحث الحجة خواهد آمد ان‌شاءالله تعالى . روى اين اساس چون در موقتات قبل الوقت انبعاث ممتنع است ، پس بعث هم